تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
بزرگترین منبع کدهای جاوا اسکریپت
سکوت(نه می تونی نه می تونم)...

سکوت(نه می تونی نه می تونم)...

سکوتم از رضایت نیست...

خدایا...

 

هر بلایی می خوای سرم بیار

 

هر امتحانی داری بگو پس میدم 

 

هر ...

 

ولی فقط تنهام نذار ..... همین

 

 

 

 

شاید

 

سلام به همه و یکی مخصوص برای یک دوست.

 

شاید دوستی فراموش بشه ولی دوست فراموش نمیشه

 

شاید گفته ها فراموش بشه ولی شنیده ها فراموش نمیشه

 

شاید قلم فراموش بشه ولی نوشته ها فراموش نمیشه

 

شاید شایدها فراموش بشه ولی بایدها فراموش نمیشه

 

شاید مردن فراموش بشه ولی مرگ فراموش نمیشه

 

شاید من فراموش بشم ولی اون فراموش نمیشه

 

 


 

نوشته شده توسط خورشید خانوم در یکشنبه هشتم شهریور 1388 ساعت 21:46 موضوع | لینک ثابت


امشب

 

امشب گریه میکنم .

 

گریه میکنم برا تو برای خودم برای تموم اونایی که خواستن گریه کنن نتونستن.

 

 برا ی تمام اون چیزی که خواستی ونبودم خواستم وبودی.

 

 امشب گریه میکنم به وسعت دریا به وسعت بیشه به وسعت دل عاشق.

 

برای تو...برای تو....و به پاس احترام تمام تحقیرهایی که از دیگران شنیدم وهنوز شکست

 

نخوردم

 


 

نوشته شده توسط خورشید خانوم در یکشنبه هشتم شهریور 1388 ساعت 21:26 موضوع | لینک ثابت


خسته ام از آرزوها

 

خسته ام از آرزوها، آرزوهای شعاری


شوق پرواز مجازی، بال های استعاری


لحظه های كاغذی را روز و شب تكرار كردن


خاطرات بایگانی، زندگی های اداری


آفتاب زرد وغمگین، پله های رو به پایین


سقف های سرد و سنگین، آسمان های اجاری


عصر جدول های خالی، پارك های این حوالی


پرسه های بی خیالی، نیمكت های خماری


رونوشت روزها را روی هم سنجاق كردم:


شنبه های بی پناهی، جمعه های بی قراری


عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها

 
خاك خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری


روی میز خالی من، صفحه باز حوادث


درستون تسلیت ها، نامی از ما یادگاری

 


 

نوشته شده توسط خورشید خانوم در یکشنبه هشتم شهریور 1388 ساعت 21:12 موضوع | لینک ثابت


همنفس

قسمت نشد با هم باشیم


باید از عشق دست بکشیم


باید به جرم عاشقی


همدیگرو رها كنیم


اگه تو سرنوشت تو


جایی برای من نبود


پس عشقی كه مثل یه گل


تو قلب ما رویید چه بود


قانون عشق جدایی نیست


دوری و بی قراری نیست


قانون عشق رسیدنه


برای هم جون دادنه


چرا باید دل بكنیم


وقتی كه عاشق همیم


چرا باید بگذریم از هم


وقتی كه همنفسیم

 

دختری و پسری!! ( داستان کوتاه )


 

نوشته شده توسط خورشید خانوم در یکشنبه هشتم شهریور 1388 ساعت 18:29 موضوع | لینک ثابت


بخند تا دنیا به روت بخنده...

 

وقتی دل ارزش خودش رو از دست بدهد.


چشمهایت دیگر اشكی برای ریختن نداشته باشند.


وقتی دیگر قدرت فریاد زدن را هم نداشته باشی


وقتی دیگر هر چه دل تنگت خواسته باشد و گفته باشی


وقتی دیگر دفتر و قلم هم تنهایت گذاشته باشند


وقتی از درون تمام وجودت یخ بزند


وقتی چشم از دنیا ببندی و آرزوی مرگ بكنی


وقتی احساس كنی دیگر هیچ كس تو را درك نمی كند


وقتی احساس كنی تنهاترین تنهاها هستی


وقتی باد شمع های روشن اتاق تو خاموش كند


چشمهایت را ببند و از ته دل بخند.......


كه با هر لبخند روحی خاموش جان می گیرد و درختی پیر جواب میشود

 


 

نوشته شده توسط خورشید خانوم در یکشنبه هشتم شهریور 1388 ساعت 18:19 موضوع | لینک ثابت


انتظار

 

همه زندگی انتظار است ٬ سخت ترین لحظه های زندگی را سپری

 

 می کنیم . یک عمر منتظریم . روزی که این قلب بایستد انتظار همه

 

تمام می شود و آرام می گیریم . ما در زنجیره بخت هم سرشت شده ایم

 

 و آسوده نشسته ایم و زمان ها را به هم می بافیم . نمی دانم در خط

 

 سر نوشت که ما شرقی ها اسم آن را قسمت گذاشتیم ٬ کجای خط

 

هستیم ...

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط خورشید خانوم در یکشنبه هشتم شهریور 1388 ساعت 18:12 موضوع | لینک ثابت


زندگی...

 

این زندگی چیزی به من آموخت که هیچ گاه از خاطرم محو نخواهد شد اینکه دیگر:

 ساده نباشم خواندنی نباشم و

 بر هیچ نوشته ای مهر اعتماد نزنم

 و هیچ چیز جز آنچه را  که خود نوشته ام باور نکنم 

هیچ چیز جز آنچه را که خودم گفته ام باور نکنم

 هیچ خطی هیچ سخنی را زیبا ندانم

 هیچ نگاهی هیچ نگاهی را زیبا نبینم

 دیگر عشق را هم اعتمادی نیست 

 اعتمادی نیست...


 

نوشته شده توسط خورشید خانوم در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 ساعت 14:0 موضوع | لینک ثابت


 

 عشق تلخ ترین بهترین هاست

این صدای نا مفهوم دنیای من است

آنچنان می گوید

که سکوت او بزرگترین گفتنی هاست

من در مرداب زندگی غوطه ورم

در سیلاب عشق در حال فرو رفتن

در طوفان مشکلات سرگردانم

تا زندگی ،

آنچنان که باید زیبا نیست...

 


 

نوشته شده توسط خورشید خانوم در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 ساعت 13:44 موضوع | لینک ثابت


 

 

من قلبم و آرزو هایش را...

 

 

من قلبم را با تمامی آنچه در آن است با باغچه ی یاس های سپیدس با

 

پنجره های توری آبیش با گلدانهای پر رز و میخکش با کوچه باغ هایی که از

 

 خاطرات با شمابودن بوی غربت را نمیشناسد به شما یادگاری داده ام.

 

اینکه یادگارهایم در گذر زمان غبار فراموشی نگیرد.گمانم آرزوی محالی

 

نباشد من همه ی هستی ام را به شما دوستانم میبخشم...

 

 

 

من یه مدتی نیستم ولی سعی میکنم زود برگردم  فراموشم نکنیدتابیام   

 

یا حق


 

نوشته شده توسط خورشید خانوم در سه شنبه نهم مهر 1387 ساعت 14:34 موضوع | لینک ثابت


 

 

" خدا نکنه عادت کنیم به عادت کردن "

 

 

 

خدا آنروز نیاره که اگر از کوچه گذشتی .شاخه گل یاس همسایه که از دیوار

 

 

 به بیرون سرک میکشه چشمتو نگیره ومست عطر یاس نشی وای که

 

 

عادت کنیم به دوری ...

 

 

به همون راحتی که به کنار هم بودن عادت کردیم بازاین از دلای همدیگر

 

 

فراموش کردن بهتره یه وقتی گوشه ی دلی امانت میدی یامیگیری یادت میره

 

 

پس بگیری یا پس بدی...یه چیزی تو سینه ام می تپه که بهم می فهمونه

 

 

که زنده ام و باید زندگی کنم هستم وجود دارم کنار همه ی عادت های خوب

 

 

 و بد زندگی باید کرد نفس کشید عاشق شد اشک ریخت و گاهی هم اگر

 

 

حال داشت خندید...

 

 


 

نوشته شده توسط خورشید خانوم در دوشنبه هشتم مهر 1387 ساعت 15:44 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting

قالب و كدهاي جاوا

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

بزرگترین منبع کدهای جاوا اسکریپت
منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com
فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












دریافت کد فالنامه